قربانی کردن آثارِ آگاهی بخش از زمان اصلاحات آغاز شد

پایگاه خبری تحلیلی نیازمندی ها: این روزها فیلمی روی پرده سینماها است که دغدغه تعهدگرایی دارد و نگاهش به تصویر از جنس معرفت و آگاهی است. فیلمی که در رقابت با فضای پیچیده و به هم ریخته اکران، نیاز به حمایت همگانی و به خصوص هنرمندان و رسانه های انقلابی دارد. «گام های شیدایی» ساخته حمید بهمنی این روزها در اکران است و به همین دلیل به گفت و گویی مفصل با کارگردانی پرداختیم که همواره دغدغه انقلابی داشته و در آثارش کوشیده نوری از پرتو حقیقت را به دیدگان مخاطب جاری سازد. با این مقدمه گفت و گوی مفصل و متفاوت نیازمندی ها را با «حمید بهمنی» بخوانید.

مهم ترین مساله تان که در فیلم «گام های شیدایی» بروز یافت و یک مخاطب با تماشای فیلم می تواند آن را دریافت کند، چیست؟

انقلاب اسلامی دارای ویژگی های خاصی است که در حوزه هنر و به ویژه سینما هنوز این ویژگی ها به معنای واقعی ارائه نشده است. یکی از این ویژگی ها نقش مقاومت و استکبارستیزی در منطقه است که ما کمتر در آثار تولیدی سالانه مان شاهدیم. به نظرم مساله مهم در فیلم «گام های شیدایی»، رونمایی از نقش آمریکا در منطقه و در نزدیک ترین شکل جغرافیایی به ایران است و تاثیرات غلطی که بر جوامع و ملت خود می گذارد. مطلب دیگ این که هنوز در سینمای ما به معنای واقعی کسی در حوزه اربعین کار نکرده بود و این یکی از کارهای به زمین افتاده بود و دوست داشتم در مدیومی به نام سینما به مخاطب ارائه بدهم. ما «گام های شیدایی» را ۶ سال پیش ساختیم که تازه داعش داشت با کمک آمریکا به شکل قبیله ای آدم می کشت و سر می برید و خرابکاری می کرد. اما در کنار این مساله، چیز دیگری هم به نام اربعین سالار شهیدان است که نقطه مقابل این ویرانی است و عشق پاکی با خود به همراه دارد.

نسبت گام های شیدایی با مساله امروز ایران و جهان چیست؟

این نسبت را باید مخاطبینی که فیلم را دیدیند، بگویند اما از نظر بنده این نسبت کاملا معلوم است و این که جرات می کنی در آستانه قضیه برجام و ۵+۱ فیلمی بر علیه طراح برجام بسازی، خودش خیلی کار بزرگی است. این که سینما را از یکنواختی دربیاوری و مخاطب را وادار کنی که غیر از طنز سخیف دیدن به جهان اطراف خود هم فکر کند و این که چگونه یک جهانخوار این گونه خون مردم را می ریزد و حق مظلومان را از بین می برد، بهترین نسبت فیلم با جهان و ایران است.

چرا آثاری مانند «گام های شیدایی» قربانی فضای آشفته سینما در مرحله اکران می شوند؟

متاسفانه این قربانی کردن آثارِ آگاهی بخش از سال ۷۶ و با جریان اصلاحات آغاز شد و به اشکال مختلف هنوز هم ادامه دارد. موقعی که خوراک ذهنی مخاطب را در سطحی ترین شکل ممکن با فیلم های سیاه نما و شبه روشنفکری یا طنز سخیف و بی پایه و نازل پُرمی کنند و متاسفانه آمار به ظاهر خوبی هم می دهند، دیگر نمی توان توقع داشت که سلیقه و نگاه مخاطب با فیلم هایی همچون «گام های شیدایی» یا «به وقت شام» تغییر کند. فیلم های بی تعهدی را می بینیم که افراد سطحی نگر با حمایت وزارتخانه ها و با کمک پول های آن طرف آبی ها ساختند و مجموعه ای از برنامه ریزی کلان برای تغییر ذهن و ذائقه مخاطب است و فیلمساز میل به سطحی بودن دارد و اسیر جو فستیوال های خارجی شده است. شما تصور کنید در این وامصیبت سینمای سخیف به ناگاه فیلمی مثل «گام های شیدایی» مورد غضب سینماداران و مخاطب و مافیای پنهان اکران و جریانات سیاسی فرهنگ قرار می گیرد. من اصلا ناراحت نیستم که در اکران به این فیلم ظلم شود بلکه خوشحالم چرا که وظیفه ام را به عنوان یک هنرمند مردمی و دردمند ادا کردم و فیلم خود را ساختم. وظیفه من نیست که با کلک و حقه بازی و به زور رقص و آواز و مسخره بازی بخواهم مخاطب را به سینما بیاورم. مخاطب فیلم «گام های شیدایی» دردمند است، تنها است، غصه دارد و درگیر زمان و علت و معلول ها است.

اکران فیلم «گام های شیدایی» مصادف با ایام اربعین حسینی و پیاده روی میلیونی ارادتمندان است. چرا رسانه ها هنوز نتوانستند تصویر شایسته ای از عظیم ترین تجمع انسانی را بروز دهند؟

اگر هنرمند و مدیر هنری و واسطه هنری و قانونگذار هنر شرایط روز کشور و جهان اطراف خود را درک نکند، نگاهش می شود مثل بی بی سی که فقط خرابی ها را می بیند یا سی ان ان که دنبال ماجراجویی است و لی با وقاحت تمام اجتماع عظیم و میلیونی مردم ایران و عراق و دیگر ملت ها در راهپیمائی اربعین را نمی بیند چون با ساختار ذهنی آن ها این واقعه قابل درک نیست. رسانه های معاند خارجی در حصار اندیشه های سکولاریسم و لیبرالیسم قرار گرفته اند. همین تفکر را می توان در بعضی از به اصطلاح هنرمندان داخلی و خارجی و در آثارشان هم دید. اگر همین الان به یک هنرمند مثلا سینمایی خودمان دو پیشنهاد همزمان یکی در حوزه اربعین و دیگری در حوزه جشنواره ای بدهند، شک نکنید که هنرمند بی بُته فیلم جشنواره ای با پُز خارجی را انتخاب می کند. این حاصل اندیشه و مدیرانی است که سینمای سخیف و سطحی و غیرآگاهی بخش را به سینمای امروز حقنه کردند.

در روزهایی به سر می بریم که مدیریت سینمای کشور در حالت تعلیق به سر می برد و گمانه زنی های رسانه ای مبنی بر انتخاب رئیس جدید سازمان سینمایی وجود دارد. از نگاه شما سینمای امروز ایران نیازمند کدامین مدیر با چه ویژگی هایی است؟

یک کشتی موقعی که در طوفان گیر می کند و دچار تلاطم زیاد می شود، تنها از طریق یک ناخدای دلسوز و کارکشته و دانا می تواند به ساحل نجات برسد. این مثال حکایت این روزهای مدیریت سینمای کشور ما است. سینمایی که توان برخورد با شرایط روز را ندارد و حق مطلبه گری برای مقابله با دشمن را از دولت مطبوع خود نمی خواهد و خود را بر امواج غیرکنترل رها کرده، چگونه می تواند امید به سرانجام مناسب را داشته باشد. الان ۴۰ سال است که امریکا به اشکال مختلف ایران را تحریم کرده است اما تا به حال در وزارت ارشاد و سازمان سینمایی هیچ فیلمی با این مضمون تولید نشده است. این به خاطر جایگاه سست مدیریت و وجود تقکر غلط مدیریتی در سینما است. مدیران سینمایی خودشان می دانند که تاثیری در تولیدات فاخر به معنای واقعی ندارند و تنها گوش به فرمان بالادستی هستند و همین نوع نگاه از بالا به پائین باعث شده تا صندلی مدیریتی تنها برای افراد گوش به فرمان باشد تا افرادی که اندیشه و تفکر مدیریت انقلابی را دارند. در پیشرفته ترین کشور سینمایی جهان که همان امریکا باشد، پیشنهادات تولید را فیلمسازان به بالادستی خود می دهند و فیلم استراتژیک می سازند اما در ایران برعکس است و این به خاطر جایگاه غلط مدیریت سازمان سینمایی است که اختیارات کامل نداشته و حق تولید و حمایت از سینمای انقلابی را ندارد. لذا پیشنهاد می کنم مدیریت آینده سازمان سینمایی در کنار دانایی، هوش، استعداد، اهل فن بودن و دانستن سینما و اموراتش به هیچ عنوان تابع جریان های غلط سیاسی و دسته بندی ها نباشد وگرنه همان آش و کاسه خواهد بود و باز برمی گردیم سر گرفتاری ها و مشکلات عدیده سینما.

مطالب مشابه