لحظه ای نشستن در کتابخانه، حضور در محضر اندیشمندان قرون و �رزانگان زمان است.

لحظه ای نشستن در کتابخانه، حضور در محضر اندیشمندان قرون و �رزانگان زمان است.

مشاهده ادامه مطلب

برگزاری سلسله کلاس های آموزشی پاراکلینیک برای پرستاران بیمارستان نیازمندی ها

به گزارش روابط عمومی بیمارستان نیازمندی ها، سلسله کلاس های آموزشی با عنوان پاراکلینیک برای پرستاران روز چهارشنبه ۱۸ مهر ۹۷ در کلاس آموزش پرستاری این بیمارستان برگزار شد.

در این کلاس دکتر خداپرست، فوق تخصص قرنیه و سگمان قدامی و عضو هیئت علمی گروه چشم پزشکی دانشگاه به معرفی دستگاه های اسلیت لمپ و افتالموسکوپ برای حاضرین پرداخت.

خبر و عکس: پوریانی

 

مشاهده ادامه مطلب

اعتراض دوباره مالک لوکیشن شهرزاد به ثبت ملی این اثر


نیازمندی ها: یکی از لوکیشن های سریال شهرزاد خانه تاریخی دولو بود خانه ای که لوکیشن خیلی از فیلم ها و سریال های مشهور دیگر نیز بوده است مانند کیف انگلیسی و ... . این خانه تاریخی متعلق به اواخر دوره پهلوی اول و اوایل پهلوی دوم  است و در یکی از محورهای مهم شهر تهران در زمان خود قرار داشت. همچنین این بنا در محدوده چند بنای ارزشمند و ثبتی نیز قرار گرفته است.

نیازمندی ها: یکی از لوکیشن های سریال شهرزاد خانه تاریخی دولو بود خانه ای که لوکیشن خیلی از فیلم ها و سریال های مشهور دیگر نیز بوده است مانند کیف انگلیسی و … . این خانه تاریخی متعلق به اواخر دوره پهلوی اول و اوایل پهلوی دوم است و در یکی از محورهای مهم شهر تهران در زمان خود قرار داشت. همچنین این بنا در محدوده چند بنای ارزشمند و ثبتی نیز قرار گرفته است.

نیازمندی ها: یکی از لوکیشن های سریال شهرزاد خانه تاریخی دولو بود خانه ای که لوکیشن خیلی از فیلم ها و سریال های مشهور دیگر نیز بوده است مانند کیف انگلیسی و … . این خانه تاریخی متعلق به اواخر دوره پهلوی اول و اوایل پهلوی دوم  است و در یکی از محورهای مهم شهر تهران در زمان خود قرار داشت. همچنین این بنا در محدوده چند بنای ارزشمند و ثبتی نیز قرار گرفته است.

داشتن ویژگی هایی مانند آیینه کاری، تزئینات وابسته، معماری با شکوه و منطبق با سیستم سازه ای ، دیوارهای ساخته شده با آجر و سقف های چوبی و به کار گرفتن از مصالح سنتی و وجود آب انبار قدیمی که یکی از مهمترین عناصر اصلی خانه ها در شهر تهران بوده است باعث شده تا این بنای تاریخی به نام مالکش یعنی آقای دولو در فهرست میراث ملی ایران در سال ۸۲ با شماره ۱۰۸۶۶به ثبت برسد.

این خانه که جزو خانه های تاریخی خیابان مجاهدین اسلام در تهران است اکنون مالک خصوصی دارد و در زمان ثبت نیز به همین مالک که از ورثه آقای دولو مالک اصلی هستند، ثبت این اثر ابلاغ شد تا اگر مالک اعتراضی درباره آن دارد، به اداره کل میراث فرهنگی استان تهران مراجعه کند، اما آن زمان کسی اعتراضی نداشت بنابراین ثبت اثر با موفقیت انجام و به مالک نیز ابلاغ شد. تا اینکه مالک اوایل امسال نسبت به این ثبت اعتراض کرد و دادگاه بدوی نیز رای را اردیبهشت ماه ۹۷ به اداره کل میراث فرهنگی استان تهران داد. حکم تثبیت ثبت ملی خانه دولو از سوی دیوان عدالت اداری نیز صادر شد.

اما به تازگی مالک روی رای دادگاه بدوی نیز دوباره اعتراض وارد کرده است. به همین دلیل اداره کل میراث فرهنگی استان تهران بازهم دفاعیه خود را برای اثبات ملی بودن و ابلاغ ثبت اثر به دادگاه ارائه کرد. بنابراین این پرونده هنوز باز است و هنوز مالک در نظر دارد تا این اثر تاریخی را از ثبت ملی خارج کند. اکنون باید منتظر ماند و دید دادگاه تجدید نظر چه رای می دهد.

مشاهده ادامه مطلب

برگزاری دومین جلسه از کارگاه روش تحقیق پیشرفته ویژه پرستاران بیمارستان نیازمندی ها

به گزارش روابط عمومی بیمارستان نیازمندی ها، دومین جلسه از کارگاه روش تحقیق پیشرفته ویژه پرستاران روز پنجشنبه ۱۹ مهر ۹۷ در کلاس آموزش پرستاری این بیمارستان برگزار شد.

در این جلسه دکتر آرزو راستی،عضو گروه آموزشی دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه، به بررسی نرم افزار SPSS و روش های تجزیه و تحلیل داده ها در این نرم افزار پرداخت.

خبر و عکس: پوریانی

 

مشاهده ادامه مطلب

آئين نامه کتابخانه | بیمارستان نیازمندی ها

هدف از تدوين اين آيين نامه توسعه خدمات اطلاع رساني و هماهنگي و يكدست سازي ارائه خدمات در كتابخانه بیمارستان نیازمندی ها است .

 

– تعاريف

منابع كتابخانه:  منظور از منابع كتابخانه، كتاب،  نشریات ادواری علمي چاپي، پايان نامه،  لوح فشرده،  مواد ديداري شنيداري و … مي باشد.  

عضو : منظور از عضو كتابخانه، کلیه اعضای هیئت علمی و دستیاران تخصصی و فوق تخصصی و کارکنان  بیمارستان نیازمندی ها می باشد،

كادر آموزشي : منظور از كادر آموزشي كليه اعضا محترم هيأت علمي ( رسمی،  پیمانی و  کادر  درمان ) بیمارستان نیازمندی ها مي باشد . 

  دانشجو: منظور از دانشجو، دانشجوي شاغل به تحصيل  در يكي از مقاطع در تمامی دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی تهران مي باشد . 

كاركنان : منظور از كاركنان كليه پرسنل رسمي ، پيماني، طرحي و قراردادي و شرکتی شاغل در بیمارستان نیازمندی ها و دانشگاه علوم پزشکی تهران  مي باشد.

ماده یک : استفاده کنندگان

الف)  اعضای محترم هیئت علمی شاغل  و بازنشسته بیمارستان

ب  ) دستیاران تخصصی و فوق تخصصی چشم پزشکی

 ج  ) کارکنان شاغل و بازنشسته  بیمارستان نیازمندی ها

د  ) کلیه اعضای محترم هیئت علمی شاغل و بازنشسته ، دستیاران ، دانشجویان  و پرسنل سایر واحدهای تابعه دانشگاه علوم پزشکی تهران

ه ) مراجعان متفرقه غير وابسته به دانشگاه (دانشجويان وفارغ التحصيلان رشته هاي پزشكي و پيراپزشكي)

ماده ۲ : اعضاء

۱ – اعضای محترم هیئت علمی ، ،دانشجويان و كاركنان بیمارستان و واحد های تابعه دانشگاه ( به شرط ارائه کارت کارمندی دانشگاه ، عضو کتابخانه محسوب شده و  مي توانند  از منابع كتابخانه استفاده نمايند. )

۲ – افراد غير وابسته به دانشگاه با  ارائه کارت شناسائی معتبر بنا به تشخيص مسئول كتابخانه می توانند از منابع کتابخانه، در محل استفاده نمایند.

ماده ۳ : امانت

۱ –  استفاده از منابع و امكانات كتابخانه و صرفاً به اعضا کتابخانه  امانت داده مي شود .

۲ –  در قبال منابع امانت گرفته شده ، تنها شخص امانت گيرنده پاسخگو مي باشد . لذا امانت گيرنده موظف است منابع امانتي را در موعد مقرر به کتابخانه برگشت دهد.

 ۳- تعداد و مدت امانت منابع( حداکثر تعداد و مدت زمان ) بر اساس جدول زير مي باشد :

 

مدت امانت

تعداد منبع

اعضا

۱۵ روز

۴ جلد

اعضای محترم هیئت علمی بیمارستان

۱۵ روز

۳ جلد

دستیار فوق تخصصی چشم پزشکی

۱۵ روز

۳ جلد

دستیار تخصصی چشم پزشکی

۱۰ روز

۲ جلد

دانشجويان و دستیاران واحدهای دیگر

۱۰ روز

۲ جلد

اعضای هیئت علمی بازنشسته

۱۰ روز

۲ جلد

كاركنان بیمارستان فرابی

۷ روز

۱ جلد

کارکنان سایر واحدهای دانشگاه

تبصره ۱ : مدت زمان امانت و تعداد منابع امانتي و با صلاحديد مسئول كتابخانه قابل تغيير مي باشد .

   ۴-   منابع زير امانت داده نمي شوند (مگر برحسب شرايط  و با صلاحديد مسئول كتابخانه ) :

الف- كتابهاي مرجع

ب- نشریات ادواری لاتين چاپي

ج- پايان نامه ( تهیه کپی از چکیده پایان نامه و  پرسشنامه بلامانع می باشد )

د- كتابهاي رزرو شده

ماده ۴ : دیرکرد

در صورتي كه منابع به امانت گرفته شده در موعد مقرر به كتابخانه برگشت داده نشود به امانت گیرنده اطلاع داده می شود تا کتاب را جهت استفاده سایر همکاران به کتابخانه عودت دهد. در صورتی که کتاب را پس از تذکر شفاهی ، تحویل ندهد، اخطار کتبی صادر خواهد شد. درپی  بی اعتنایی  به اخطار کتبی مراتب به مدیر محترم گروه یا ریاست محترم بیمارستان گزارش خواهد شد، تا تصمیم مقتضی اتخاذ گردد.

ماده ۵ : جبران خسارات

– چنانچه امانت گيرنده منابع امانت گرفته شده از كتابخانه را گم نمايد، موظف به تهيه و تحويل اصل آن حداكثر ظرف مدت دو ماه مي باشد و تشخيص چگونگي امر به عهده مسئول كتابخانه مي باشد.

  1. – چنانچه منابع امانتي گمشده در بازار (داخل و خارج كشور) ناياب باشد امانت گيرنده بايستي با صلاحديد مسئول و نياز كتابخانه منبع ديگري را جايگزين  نمايد. در غير اينصورت مراتب به حضور ریاست محترم بیمارستان گزارش می گردد تا تا تصمیم مقتضی اتخاذ شود. در ضمن در گزارش مبلغ خرید کتاب و سال خرید ذکر می شود تا قیمت روز کتاب دریافت شود.

  ماده ۶ : تسویه حساب

  1. اعضا هيأت علمي در صورت بازنشستگي ، بازخريد ، مأموريت بيش از سه ماه، فرصت مطالعاتي يا انتقال به دانشگاه ديگر بايستي با كتابخانه بیمارستان تسويه حساب نمايند .
  2. دانشجويان هنگام فارغ التحصيلي ، انتقال و يا مهمان شدن در ساير دانشگاه ها بايستي از كتابخانه واحد مربوطه فرم تسويه حساب دريافت نمايند .
  3. واحد آموزش دانشكده ها موظف است ليست دانشجوياني كه به هر دليل محروم از تحصيل يا اخراج شده اند را به كتابخانه اعلام تا كتابخانه نسبت به تسويه حساب با دانشجو اقدام نمايد.
  4. كاركنان بیمارستان در صورت بازنشستگي ، بازخريد ، انتقال به ساير واحدها یا دانشگاه يا مرخصي طولاني مدت مي بايست با كتابخانه بیمارستان تسويه حساب نمايد .

ماده ۷ : رعایت نظم در کتابخانه

 بـه منظـور استفـاده هـرچـه بيشتـر از محيـط آرام كتابخانه و حراست از اموال آن استفاده كنندگان موظف به رعايت موارد زير مي باشند:

   ۱-رعايت سكوت در محيط كتابخانه

   ۲- خودداري از استعمال دخانيات

   ۳- به همراه داشتن كارت شناسايي معتبر به هنگام ورود به كتابخانه (مراجعین سایر واحدها )

   ۴-رعايت شئونات و حجاب اسلامي

ماده ۸ خروج غیر قانونی منابع

هرگاه فردي بدون رعايت مقررات مربوط به امانت اقدام به خارج نمودن منابع از كتابخانه نمايد بعنوان متخلف به ریاست محترم بیمارستان معرفي خواهد شد تا اقدامات لازم بعمل آيد و تا تعيين تكليف از سوي ریاست محترم بیمارستان، فرد از كليه خدمات كتابخانه محروم خواهد شد.

  

مشاهده ادامه مطلب

آیین نامه امانت | بیمارستان نیازمندی ها

– استفاده از منابع و امكانات كتابخانه، صرفاً جهت اعضا کتابخانه می باشد .

۲ –  در قبال منابع امانت گرفته شده، تنها شخص امانت گيرنده پاسخگو مي باشد . لذا امانت گيرنده موظف است منابع امانتي را درموعد مقرر به کتابخانه برگشت دهد.

 ۳- تعداد و مدت امانت منابع بر اساس جدول زير مي باشد :

مدت امانت

تعداد منبع

اعضا

۱۵ روز

۴ جلد

اعضای محترم هیئت علمی بیمارستان

۱۵ روز

۳ جلد

دستیار فوق تخصصی چشم پزشکی

۱۵ روز

۳ جلد

دستیار تخصصی چشم پزشکی

۱۰ روز

۲ جلد

دانشجويان و دستیاران واحدهای دیگر

۱۰ روز

۲ جلد

اعضای هیئت علمی بازنشسته

۱۰ روز

۲ جلد

كاركنان بیمارستان

۷ روز

۱ جلد

کارکنان سایر واحدهای دانشگاه

تبصره ۱ : مدت زمان امانت و تعداد منابع امانتي و با صلاحديد مسئول كتابخانه قابل تغيير مي باشد .

   ۴-منابع زير امانت داده نمي شوند(مگر با صلاحديد مسئول كتابخانه ) :

الف-كتابهاي مرجع

ب-نشریات ادواری لاتين چاپي

ج-پايان نامه (تهیه کپی از چکیده پایان نامه و  پرسشنامه بلامانع می باشد)

د-كتابهاي رزرو شده

ماده ۴ : دیرکرد

در صورتي كه منابع به امانت گرفته شده در موعد مقرر به كتابخانه برگشت داده نشود به امانت گیرنده اطلاع داده می شود تا کتاب را جهت استفاده سایر همکاران به کتابخانه عودت دهد. در صورتی که کتاب را پس از تذکر شفاهی ، تحویل ندهد، اخطار کتبی صادر خواهد شد. درپی  بی اعتنایی  به اخطار کتبی مراتب به مدیر محترم گروه یا ریاست محترم بیمارستان گزارش خواهد شد، تا تصمیم مقتضی اتخاذ گردد.

ماده ۵ : جبران خسارات

۱       – چنانچه امانت گيرنده منابع امانت گرفته شده از كتابخانه را گم نمايد، موظف به تهيه و تحويل اصل آن حداكثر ظرف مدت دو ماه مي باشد و تشخيص چگونگي امر به عهده مسئول كتابخانه مي باشد.

۲       – چنانچه منابع امانتي گمشده در بازار (داخل و خارج كشور) ناياب باشد امانت گيرنده بايستي با صلاحديد مسئول و نياز كتابخانه منبع ديگري را جايگزين  نمايد. در غير اينصورت مراتب به حضور ریاست محترم بیمارستان گزارش می گردد تا تا تصمیم مقتضی اتخاذ شود. در ضمن در گزارش مبلغ خرید کتاب و سال خرید ذکر می شود تا قیمت روز کتاب دریافت شود.

   ماده ۶ : تسویه حساب

۱-    اعضا هيأت علمي و کارکنان در صورت بازنشستگي ، بازخريد ، مأموريت بيش از سه ماه، فرصت مطالعاتي يا انتقال به سایر واحدها یا دانشگاه ديگر و یا مرخصی بايستي با كتابخانه بیمارستان تسويه حساب نمايند .

۲-    دانشجويان هنگام فارغ التحصيلي ، انتقال و يا مهمان شدن در ساير دانشگاه ها بايستي از كتابخانه واحد مربوطه فرم تسويه حساب دريافت نمايند .

واحد آموزش دانشكده ها موظف است ليست دانشجوياني كه به هر دليل محروم از تحصيل يا اخراج شده اند را به كتابخانه اعلام تا كتابخانه نسبت به تسويه حساب با دانشجو اقدام نمايد

مشاهده ادامه مطلب

نقد فیلم ضد دینی و ضد ملی «عرق سرد» که این روزها روی پرده سینماهاست

نیازمندی ها: فیلم سینمایی «عرق سرد» از جشنواره فجر سال گذشته با انتقادات بسیاری مواجه شد، با این حال این فیلم ضد دینی و ضد ایرانی این روزها روی پرده سینماهاست. در یادداشت زیر به این نکته اشاره می شود که چرا دومین ساخته «سهیل بیرقی»-دستیار سابق کاهانی- نگاهی فمینیستی با رگه های ضدیت با دین و قوانین کشور دارد.

دقایقی قبل از شروع یک مسابقه، رختکن، یک تیم فوتبال، دختران مقنعه به سر و ساق بر دست و شلوار به پا، یک خانم چادری به عنوان سرپرست ولی عملا مامور گشت ارشاد، یک لحن تحکمی و جملاتی از این دست: “آستین نره بالا، هدبلند نره بالا، تحت هیچ شرایطی مو نره بالا، گزارش رد بشه، خودتون می‌دونید و…”.

و بلافاصله بعد از این سخنان ارشادگرانه!، در چینشی سُخره آمیز، دست همین خانم محجبه با قرآن بالای سر تیم می‌رود و «لاحول ولا قوه الّا بلا» می‌گوید، تا شلیک خنده از تماشاگر گرفته شود.

و بعد از برد تیم، زمانی که دختران فوتبالیست شادی می‌کنند، باز همان خانم محجبه، سریعا پرچم ایرانی به کاپیتان تیم می‌پوشاند تا احیانا هنگام شادی “آستینی بالا نرود، هدبندی کنار نرود، و تار مویی دیده نشود.”

دیدن همین صحنه‌ها و گفته‌ها، در ۵ دقیقه آغاز فیلم «عرق سرد»، تکلیف را روشن می‌سازد که با چه سنخ داستانی رو به رو هستیم و در نهایت حق از منظر فیلمساز با کدام جبهه است.

و البته دیگر عادت کرده ایم که وقتی پای «دختر یاغی» در میان است که «تحت ستم» قرار می‌گیرد و «طغیان» می‌کند، منتظر نقش آفرینی چه کسی باشیم. باران کوثری در «عرق سرد»، بی تعارف، هیچ چیز جدیدی ندارد و همچنان مصرانه هم خودش و هم فیلمسازانی که نقش «دختر یاغی تحت ستم» را برای او می نویسند، از او نسخه زنانه «حامد بهداد» را می‌خواهند، تنها با این تفاوت که این بار به اشارت کارگردان، کوثری آستین همت بالا می‌زند و وسط خیابان شوهر «بیمار» و «کودک صفت» خود را راسا و شخصا مورد نوازش فیزیکی قرار می‌دهد. از این لحاظ، سهیل بیرقی، نویسنده و کارگردان فیلم در ارتقاء رکوردهای فمینیستی در فیلم ایرانی، روی دست استاد این داستان، یعنی خانم تهمینه میلانی، بلند می شود، به این معنا که اگر در فیلم های خانم میلانی این مردان دیگر هستند که به نمایندگی از فیلمساز و زن ستمدیده و ستمکش قضیه، شوهر را تادیب می کنند، این جا زن فیلم شخصا دست بزن دارد و مرد خود را در خیابان رسما کتکم می زند و با خاک یکسان می‌کند.

نکته آن جاست که ظاهرا تنها جرم این مرد «پلید» این است که از زن قانونی خود انتظاراتی نه تنها شرعی و اخلاقی، که طبیعی و غریزی دارد که قدمت آن به خلقت آدم ابوالبشر و حوّای امّ البشر می رسد. مرد(امیر جدیدی) که گویا ترکیبی از شخصیت یک مجری معروف برنامه‌های مذهبی سالیان نه چندان دور(که دچار مشکلات قانونی شد و از چرخه مجری گری سیما کنار رفت) و شخصیت مجری ورزشی(که فیلم از ماجرای او و همسرش الهام گرفته) است، آن اندازه حقیر و ذلیل نشان داده می شود که برای ارضای نیاز طبیعی خود از زوجه قانونی و شرعی، به عجز و التماس می افتد و زن به همین واسطه او را تحقیر و لجن‌ مال می کند. در سکانس گفتگوی یاسر و افروز(باران کوثری) در خودروی یاسر، عبارت «صحبت کردن در خانه»، که کنایه از هماغوشی است، مرتب از زبان افروز و در قالب جملاتی از این دست تکرار می شود(نقل به مضمون):

“بیا بریم خونه صحبت کنیم، من که می دونم مشکلت چیه”، “بیا بریم صحبت کنیم بعدش رضایت بده من برم”، “با صحبت کردن توی خونه مشکلت حل می شه، من بلدم” و…….

و همین کُد نه چندان پنهان به عمل زناشویی، در سکانس بعد در خلوت خانه، تقریبا به سمت آشکار شدن کامل پیش می رود، و یاسر که کاملا معلوم است در عطش وصال «همسر قانونی» خود می سوزد، در حرکات و سخنانی که شهوت آشکار از آن می بارد، «عمل» مورد نظر را از زن خویش طلب می کند. این مطالبه گری اروتیک در صحنه‌ی آماده کردن قلیان، با دیالوگی که تم جنسی آن بسیار واضح و آشکار است، به نوعی التماس حقیرانه از طرف مرد و سردی و تحقیر از جانب زن شبیه است که-با عذرخواهی از محضر خوانندگان- صرفا برای راه افتادن کارش(گرفتن اجازه خروج)می خواهد سرویسی به شوهر خود بدهد(البته با کراهت آشکار) و به هدف اصلیش(مسابقه فوتبال) برسد.

پرداختن به بحران موجود در جامعه در حوزه روابط زناشویی(سردی، خشونت کلامی دوطرفه و در نهایت طلاق عاطفی) موضوعی است که سینما می‌تواند و باید به آن بپردازد، لیکن اروتیسم موجود در این صحنه(به ویژه جایی که افروز در حال پر کردن سر قلیان با تنباکوست و یاسرایستاده تقریبا مماس با بدن او، آزمندانه و حریصانه او را برانداز می کند و دیالوگی دوپهلو با تم جنسی میان آن‌ها در جریان است) آن قدر عیان است که آزاردهنده می شود و دست کم بحث درجه بندی سنی در اکران را برای این فیلم قابل تامل می‌سازد.

البته لازم است همین جا از بازی بسیار خوب و پخته‌ی امیر جدیدی یاد کنیم که بی شک یکی از استعدادهای چشمگیر سینمای امروز ایران است و حق نقش را به خوبی ادا کرده است. شخصیت یاسر معیارهای یک همسر مطلوب و خواستنی(دست کم برای دختران امروزی طبقه متوسط شهری) را دارد: خوش سیما، خوش قد و بالا، به لحاظ شغلی موفق، یک چهره رسانه ای شناخته شده، وضع مالی خوب و از همه مهم تر، عاشق همسر(تا آن حد که محبت او را گدایی می کند). با این حال افروز، به یک دلیل، و تنها یک دلیل، یعنی فوتبال، این شوهر عاشق را در ذهن خود چنان به حاشیه می راند که بنا به تجویز یک «تراپیست»(درمانگر) موهوم و دروغین، حتی یک سال از او فاصله می گیرد و زندگی با همخانه «دختر» را به تحمل همسرش ترجیح می دهد، آن هم در خانه‌ای که باز همین شوهر برای او اجاره و تجهیز کرده است. افروز آن اندازه از شوهر خود بیزار است که وقتی بعد از آن همه حقارت و التماس شوهر، بعد از یک سال کناره گیری، خواست طبیعی او را برآورده می‌کند، با نفرت و اشمئزاز تمام دهان خود را مسواک می‌کند و عق می‌زند تا عمق این بیزاری غیرقابل درک از یک رابطه زناشویی را به تماشاگر حقنه کند. بگذریم از این که فیلم به ما نشان می‌دهد که یاسر در واقع  با فوتبال بازی کردن همسرش هم مشکلی ندارد(کما این که افروز به کاپیتانی تیم ملی رسیده)، بلکه سردی، کناره جویی و حتی تحقیری که از جانب همسرش می بیند، او را ناراحت و آزرده کرده است.

آن صحنه در اوایل فیلم که یاسر با ماشین به عقب ماشین افروز می‌کوبد و دیوانه‌وار او و دوستش را تعقیب می‌کند، با شخصیتی که در ادامه از یاسر نشان داده می‌شود(چه به عنوان یک چهره شناخته شده تلویزیونی و چه خلق و خوی عاشق ماب و احساساتی او نسبت به همسر) جور درنمی آید و تنها جهت نمادپردازی‌های بسیار سطحی و کلیشه‌ای به سبک فیلم‌های فمینستی سالیان اخیر به کار می آید. نمادهایی از این سنخ که مثلا زن‌ها تحت هجوم خشونت غیرمنطقی مردها قرار دارند و اگر به دنبال خروج از «قفس» باشند، خطر مرگ آن ها را تهدید می‌کنند، که در این نمادپردازی آبکی حتما هم زندگی خانوادگی یک قفس است و هم ایران در کلیت آن که افروز می خواهد از هر دوی آن‌ها خارج شود(این مساله با لو رفتن برنامه افروز و دوستش برای رفتن به مالزی و بعد پناهندگی به اسپانیا، موکد می شود). فیلم از این صحنه‌های نمادین کم ندارد: جایی که  افروز برای ملاقات یاسر به صدا و سیما می رود، هنگامی که زن محجبه در گیت ورودی(به صورتی خشن و اغراق شده) او را می گردد، نفرت را در چهره‌اش می بینیم؛ جایی که اولین بار افروز با سرپرست تیم، مهرانه نوری(سحر دولتشاهی) در محل فدراسیون صحبت می کند، می بینیم که در پس‌زمینه بیرق سبز رنگ «یا علی ابن ابیطالب(ع)» می آویزند و در انتهای مسیر صحبت افروز و نوری وارد نمازخانه می شوند که همان بیرق ها و پارچه نوشته های سبز مذهبی بر دیوارهای آن آویخته است و خانم نوری(خانم محجبه ای که در اول فیلم به دختران توصیه های ارشادی می کند) در همان محیط نمازخانه به افروز تحکم می کند و در انتهای این سکانس خود خانم نوری با حالتی از کلافگی چادر را بر سرش بالا می کشد، چنان که گویی خود او هم به زور این چادر را بر سر کرده است؛ محاسن ویقه‌ی بسته یاسر و اشعار مذهبی و عرفانی که او در برنامه تلویزیونی خود می خواند؛ تاکید چندباره بر مقنعه سر کردن زورکی افروز و دوستش در ورودی فدراسیون و…..

بگذریم از این که در نمونه‌های معروف فیلم‌هایی با تم فمینیستی در دنیا، وقتی زنی از سر بیزاری و نفرت از شریک مرد زندگی خود کناره می گیرد و با «همجنس» خود همخانه می‌شود، مفاهیم نهفته‌ای هم در خود دارد که چندان خوشایند نیست، به ویژه وقتی صمیمت جاری میان این دو دختر را در مقابل کراهت و نفرت افروز در مقابل شوهر قرار دهیم.

وکیلی هم در فیلم هست که به هیات و ظاهر شبیه فردی به نام «شادی صدر» از کار درآمده که از معرکه‌گیران پیشکسوت «بیزینس» حقوق زنان در داخل و بعدها در خارج از کشور بوده است. این وکیل که در فیلم ظاهرا مساله افروز را پله‌ای برای شهرت‌اندوزی خود در رسانه‌های خارج از کشور می کند و افروز در انتهای فیلم مستقیما به این موضوع اشاره می کند، در عمل اما حرف‌هایی می زند که گویی با موضع فیلمساز چندان زاویه‌ای ندارد، به ویژه وقتی چینش صحنه‌ها طوری است که مخاطب حس کند منطق و استدلال وکیل افروز توسط یاسر و حتی قاضی قابل پاسخگویی نیست. در صحنه دادگاه، هر چه سخنان او مستدل و منطقی جلوه داده می شود، سخنان امیر زورگویانه، قلدرانه و بی منطق نشان داده می شود. حتی قاضی که سخنان یاسر را قطع می کند، در برابر سخنان وکیل(لیلی رشیدی) چندان ورود نمی کند. مضاف بر این که، وقتی در نهایت قاضی به واسطه صراحت شرعی و قانونی(لزوم اجازه خروج از کشور از طرف شوهر) به نفع یاسر حکم می دهد، در برابر این جمله افروز که ” اگر دختر خودتون هم بود، همین حکم رو می دادید؟”، سکوت می کند که غلبه منطق افروز و وکیلش را به مخاطب القاء می کند. البته وقتی فیلم روی لبخند رضایت افروز از بی آبرو کردن یاسر روی آنتن زنده و آن جمله‌ی قبل از تیتراژ آخر(درباره ۶ زن ورزشکاری که اجازه خروج از شوهر نگرفتند) تمام می شود، به خوبی تاکید می شود که کارگردان تمام قد پشت چه کسی ایستاده است.

در آخر بد نیست به یک گاف حقوقی هم در فیلم اشاره کنیم که منجر به «کتک خوردن» شوهر نگون‌بخت افروز از دست او در وسط خیابان می‌گردد. افروز و یاسر به دفترخانه می روند تا یاسر در ازای بخشش مهریه و حق و حقوق از جانب افروز، اجازه خروج او را صادر کند. بعد وقتی از پله‌های دفترخانه پایین می آیند، یاسر برگه رضایت را پاره می کند که موجب خشم افروز و کتک خوردن یاسر می شود. آقای کارگردان که این اندازه دل‌نگران «حقوق زنان» به نظر می رسد، آن اندازه آگاهی حقوقی ندارد که سندی که در محضر ثبت دفتری شده، یک سند رسمی ثبت شده و محفوظ است و با پاره شدن، ریز ریز شدن یا حتی سوزاندن کامل آن توسط هر یک از طرفین، هیچ خدشه ای بر ارزش و اعتبار آن وارد نمی شود. به بیان دیگر، وقتی در ازای بخشش مهریه، افروز اجازه خروج را به صورت رسمی و دفتری از همسرش گرفت، از همان لحظه ماجرا حل شده بود، و پاره کردن یا نکردن آن سند هیچ تاثیری در اصل رضایت ثبت شده یاسر نداشت و افروز(که وکیل «حقوق بشری» هم دارد) به راحتی می توانست به دفترخانه مراجعه کند و رونوشت دیگری از اجازه خروج ثبت شده در محضر را دریافت کند و به فوتبال خود برسد، و البته در این صورت فیلم تمام می شد و فیلمساز نمی توانست بیانیه‌های مردستیزانه، قانون‌ستیزانه و فمینیستی بعدی را به مخاطب حقنه کند. به قول آن تبلیغ قدیمی یک ماکارونی معروف: ” به همین سادگی، به همین خوشمزگی.”

مشاهده ادامه مطلب